خبر
کوتاه بود و هیچ کم نداشت: پرویز مشکاتیان، نوازنده و آهنگساز ایرانی در گذشت. خبری
کوتاه که در روزهای در پیش بال و پر بسیار خواهد گرفت و حرفهای بسیار گفته خواهد
شد و ناگفتههای بسیاری دربارهی آن بر زبان خواهد آمد.
نوشتن دربارهی فیلمی که آن را یکی از بهترین کارهایی بدانی که در این چند سال اخیر در سینمای از اسب و گاه اصل افتادهی ایران ساخته شده است و همزمان خشمگین باشی بابت آن پایان بیریخت نامتناسب با شکوهی که فیلم میتوانست داشته باشد بسیار دشوار است. فیلمی که نقطه عطف و قوتی است در کارنامه ی حسن فتحی، بیشک، و میتوانست بیشتر از اینها باشد، با آن ساختار روایی خوب و چفت و بست محکم در روایت و فیلمنامه جاندار و پر مایه و بازیهای خوب و باقی قضایا.
بیشتر از ده سال پیش گزین گویه ای را خواندم از جاش بیلینگز که «نوشتن برای فراموش کردن است نه به یاد آوردن.» از همان روزها این فراموش کردن در ذهنم مدام میزنگید و آنگاه پر رنگ تر شد که مرحوم نیچه در کتاب «سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی»اش چیزهایی نوشت درباره فراموش کردنها و به یاد آوردنها که از قضا همان روزها آن را نیز خواندم. زنگ فراموشی و به یادآوردن بیشتر و بیشتر شد تا به امروز که در ذهن بسیاری از ما پرسش قدیمی و شاید دِمُده شده اما بس بسیار جدی «چه باید کرد؟» باز زنگ میزند.
هدف من این است: به شما یاد بدهم که از یک بیمعنایی نقاب پوش به چیزی برسید که بیمعنایی آشکار است.
«پژوهشهای فلسفی، لودویگ ویتگنشتاین»
«چارهای نداشتیم، باید پا روی جنازهها میگذاشتیم و جلو میرفتیم.» این، پارهای است از روایت یکی از بازماندگان جنگی که هنوز سایه روشنی از آن بر فراز سر ما باقی مانده است. اگرچه او هرگز نگفت این «راه رفتن روی جنازهها» به پیروزی ختم شد یا نه اما با بازخوانی این پاره میتوان بهانهای یافت برای بازخوانی تجربهای که هماکنون ما در میانه آن و کمابیش درگیر و دار کلنجار رفتن با آنیم.
احتمالاً یکی از تصاویری که بسیاری از ما - دست کم در تهران - زیاد دیدهایم تصویر زبالهگردهایی است که سر در کیسهها و سطلهای زباله فروبردهاند و دنبال چیزی میگردند، چیزی که در میان زبالهها آنقدر ارزش داشته باشد که بتوان آبش کرد و پولی به جیب زد تا شاید امکان بقای نفس میسر شود و لقمه نانی حاصل...
گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب با حضور غلامعلي حداد عادل و غلامحسین ابراهيمي دینانی

درسگفتارهای شهر کتاب دو سالی هست که هر چهارشنبه برقرار است و تاکنون 63 جلسه درباره مولوی و سپس 50 جلسه درباره فردوسی برگزار شده است. سال 88 اما قرار است سال سعدی باشد و نشستهایی مشابه درباره وی تا پایان سال برگزار شود. یکروز پس از روز سعدی، نخستین نشست درسگفتارهای سعدی با عنوان «تصویری جامع از سعدی» با حضور اعضای فرهنگستان زبان وادب فارسی، استادان، ادیبان و... عصر روز چهارشنبه، دوم اردیبهشتماه 1388در مرکز فرهنگی شهر کتاب که هماکنون به ساختمان فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتقل شده است برگزار شد. سالن ساختمان جدید مرکز فرهنگی شهر کتاب هم در همان روز به راه افتاده است. هنوز کار تعمیرات و بازسازی به اتمام نرسیده و کارگران تا آخرین لحظه مشغول کار بودهاند.
گاهی چیزهایی در جاهایی میبینیم که جز حیرت و شگفتی در پی ندارند. فیالمثل تصور کنید در میدان ونک ایستاده باشید و منتظر کسی که به دلیلی مثل ترافیک سنگین خیابانهای تهران شما را سر کار گذاشته باشد. چشم میچرخانید تا شاید رفیق شفیق را ببینید و خبری نیست...
حالا دیگر عادت کردهایم که تبلیغات رنگارنگ و گاه خلاقانه بانکها را برای ترغیب مشتریان احتمالیشان در جذب سرمایههای خرد و کلان، در کوچه و خیابان و روزنامه و جعبه جادو و بسیاری جاهای دیگر ببینیم.
این گونه است که سرمایهگذاران، هم با حسابهای قرضالحسنهشان خیر آخرت را برای خود به ارمغان میآورند و هم شانسشان را برای بردن یکی از آن جایزههای کمابیش ارزشمند میآزمایند...
همایش امام محمد غزالی در روزهای شنبه و یکشنبه، 10 و 11 اسفند 1387 از سوی انجمن حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. همایشی که من خود نیز در گیرودار برگزاری آن بودم. سخنرانان این همایش درباره غزالی و بسیاری موضوعات مرتبط با وی سخن گفتند و هر یک از منظری. اما پرسشی که از همان روزهای اول آغاز کار، ذهنم را میخراشید این بود که این غزالی چه چیز را در شرایط امروز میتواند برای ما به ارمغان آورد؛ و چه درسی برای من و ما میتواند داشته باشد؟ همه آن بحثهای جدی اساتید جای خود اما مسأله من همین زندگی روزمره و رخدادهای پیرامونم بود. مسأله دانشگاه و نیز تخلفهای علمی موضوعی بود که در این مدت کوتاه چند ماهه که از فعالیت خبرآنلاین میگذرد مدنظر دوستانم در سرویس اندیشه بود و هست و من هم وعده کرده بودم مجموعه مطالبی را گرد آورم برای آنها اما افسوس که جز چندتایی یادداشت و یک گفتوگو چیزی حاصل نشد.
گزارش نقد و بررسی کتاب «باستانشناسی در بوته معرفتشناختی» با حضور حکمتاله ملاصالحی در سرای اهل قلم
نشست بررسی کتاب «باستانشناسی در بوته معرفتشناختی» با حضور حکمتالله ملاصالحی، مؤلف کتاب و در غیاب میمهان دیگر برنامه حسین کلباسی، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در روز دوشنبه، 5 اسفند 1387، از ساعت 17:30 تا19:30 برگزار شد...
گزارش سخنرانی حسین غفاری در نشست معرفی و بررسی کتاب «بررسی مبادی فلسفه نقادی» در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
نشست معرفی و بررسی کتاب «بررسی مبادی فلسفه نقادی» که با هدف بررسی انتقادی و تطبیقی فلسفه نظری کانت توسط حسین غفاری نگاشته شده است در روز پنجشنبه، اول اسفندماه 1387 در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد...

